دلم تنگ استدلم میسوزد از باغی که میسوزدنه بیداری ، نه دیداری، نه دستی از سر یاریمرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاریتمام عمر بستیم و شکستیم،بجز بار پشیمانی نبستیمجوانی را سفر کردیم تا مرگنفهمیدیم بدنبال چه هستیمعجب آشفته بازاریست دنیا،عجب بیهوده تکراریست دنیامیان آنچه باید باشد و نیست ،عجب فرسوده دیواریست دنیاچه رنجی از محبت ها کشیدیم ،برهنه پا به تیغستان دویدیمنگاهی آشنا در این همه جمع ،ندیدیم و ندیدیم و ندیدیمسبکباران ساحل ها ندیدند،به دوش خستگان باریست دنیامرا در موج حسرتها رها کرد،عجب یار وفاداریست دنیاعجب آشفته بازاریست دنیا،عجب بیهوده تکراریست دنیامیان آنچه باید باشد ونیست ،عجب فرسوده دیواریست دنیا... دل-----شکسته...
ما را در سایت دل-----شکسته دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 23:30